تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

مقدمهء تحقيق 12

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

دركى ناقص و به دور از روح تعاليم اولياى الهى ، وارث علوم اولين و آخرين نپندارد ؛ كه اگر بدان جهت كه ديگران پيش از ما نام استصحاب و برائت و اجتهاد را به زبان آورده‌اند و يا از اين روى كه بطلميوسيان پيش از ما كيوان و ماه و خورشيد را رصد كرده‌اند ، بتوان از فقاهت چشم پوشيد يا تمامى كرات آسمانى را وهم و خيال انگاشت ، مىتوان به بهانهء آنكه يونانيان و پهلويان قبل از ما در فكر شناخت هستى و آفرينندهء موجودات بوده‌اند ، از علم توحيد و نيل به حقايق مبدأ و معاد نيز در گذشت . به هر روى از آنجا كه تدريس فلسفه و عرفان در آن دوران مستلزم تحمل صدمات فراوان بوده و از لحاظ منافع ظاهرى و وجههء اجتماعى نيز جالب توجه نبوده است ، عدهء كمى حاضر به تدريس و همچنين يادگيرى اين علوم بوده‌اند و آنان نيز كه به اين عرصه قدم مىگذاشتند سعى در پنهان نمودن آن داشته‌اند « 1 » ؛ به همين جهت سير تدريس اين علوم به طور عموم و در مورد حضرت امام نيز كه مورد بحث ما مىباشد ، خالى از ابهام نيست ، ولى با توجه به آنچه در حال حاضر در دست است ، حضرت امام قدس سره پيش از حدود سال 1308 ش . به تدريس كتب صدر المتألّهين اشتغال داشته‌اند و يك دوره اسفار به غير از مباحث جواهر و اعراض و بخش‌هايى از آن را به صورت مكرر و بيش از سه دوره شرح منظومه تدريس فرموده‌اند . ايشان در حوزهء عرفان نظرى و عملى شرح فصوص و مصباح الانس و منازل السائرين را سالها به صورت خصوصى تدريس فرموده‌اند كه از چند و چون اين دروس اطلاع دقيقى در دست نيست . « 2 »

--> ( 1 ) - البته كسانى هم بوده‌اند كه اين ميراث گرانبها را حتى به قيمت تكفير و محروميت از حقوق حقهء خويش حفظ و ترويج نموده‌اند ، كه از آن جمله مىتوان به مرحوم آيت اللَّه شاه‌آبادى اشاره نمود . استاد آشتيانى در اين باره مىنويسد : مرحوم شاه‌آبادى مطلقاً اعتنا به گفتهء مخالفان فلسفه و عرفان نداشت ، مانند كوه استوار بود و در فكر او اين معنى كه انغمار در الهيات و عرفان ممكن است به جنبهء شريعتمدارى او لطمه بزند ، خطور نمىكرد ( شرح مقدمهء قيصرى ، ص 33 - 34 ) . ( 2 ) - از آنجا كه دروس فلسفى و عرفانى حضرت امام قدس سره غالباً به صورت خصوصى تدريس گرديده است ، حتى بسيارى از شاگردان ايشان نيز از چند و چون آن اطلاع ندارند و لذا در مصاحبه‌ها